نابینالود

ثبت احوال یک شاعر(جدی.طنز.ترانه)

این شعر رو تقدیم کردم به

                                    خواهرم عاطفه

دوستی که قبلا عروسک هایمان ، پفک هایمان

۱۲ متري اتاق کوچکمان را با هم تقسیم مي کردیم

حالا سياره ي بزرگ غم هايمان را

خيال نازك شعرهايمان را...

خواهر

مثل دو دوست مثل دو ياور ، كنار هم

زيباست زنده بودن ما دركنار هم

با شوق روي صورت هم بوسه مي زنند

وقتي كه مي رسند دو ساغر كنار هم

يك خانه ي بزرگ براي پرنده هاست

رشد دو تا درخت تناور كنار هم

بايد كه واژه هاي جهان را بسيج كرد

تا درد دل كنند دو خواهر كنار هم

خوابيده اند در وسط سنگ هاي شهر

حالا دو سنگ كوچك مرمر كنار هم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۸ آبان۱۳۸۹ساعت 21:11  توسط  آیه دولت آبادی  |