X
تبلیغات
نابینالود - شعری برای خواهرم عاطفه
نابینالود
ثبت احوال یک شاعر(جدی.طنز.ترانه)
نگارش در تاريخ سه شنبه 18 آبان1389 توسط آمنه دولت آبادی

این شعر رو تقدیم کردم به

                                    خواهرم عاطفه

دوستی که قبلا عروسک هایمان ، پفک هایمان

۱۲ متري اتاق کوچکمان را با هم تقسیم مي کردیم

حالا سياره ي بزرگ غم هايمان را

خيال نازك شعرهايمان را...


گاهي فكر مي كنم :
" دو سال بعد من او مي رود از اين دنيا         فقط دو سال من از او بزرگتر هستم..."



خواهر


مثل دو دوست مثل دو ياور ، كنار هم

زيباست زنده بودن ما دركنار هم

با شوق روي گونه ي هم بوسه مي زنند

وقتي كه مي رسند دو ساغر كنار هم

يك خانه ي بزرگ براي پرنده هاست

رشد دو تا درخت تناور كنار هم

بايد كه واژه هاي جهان را بسيج كرد

تا درد دل كنند دو خواهر كنار هم

خوابيده اند در وسط سنگ هاي شهر

حالا دو سنگ كوچك مرمر كنار هم...


vpn price

دانلود رایگان